مرتضى مطهرى
35
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
سرگرمى به تاريخ و هنر و زيبايى و شعر و موسيقى قادر است چنين خلئى را كه از عمق فطرت آرمانخواه و كمال مطلوبجوى انسان ناشى مىشود ، پر كند . جانشينى علم و ايمان دانستيم كه علم و ايمان نه تنها با يكديگر تضادّى ندارند بلكه مكمّل و متمّم يكديگرند . اكنون پرستش ديگرى مطرح است : آيا ممكن است اين دو جاى يكديگر را پر كنند ؟ پس از آنكه شناختيم نقش علم چيست و نقش ايمان چيست ، نياز چندانى به طرح و پاسخ اين پرسش نيست . بديهى است كه نه علم مىتواند جانشين ايمان گردد - كه علاوه بر روشنايى و توانايى ، عشق و اميد ببخشد ، سطح خواستههاى ما را ارتقاء دهد و علاوه بر اينكه ما را در رسيدن به مقاصد و هدفها و در پيمودن راه به سوى آن مقاصد و اهداف مدد مىدهد ، مقاصد و آرمانها و خواستههايى از ما را كه به حكم طبيعت و غريزه بر محور فرديّت و خودخواهى است از ما بگيرد و در عوض ، مقاصد و آرمانهايى به ما بدهد بر محور عشق و علاقههاى معنوى و روحانى ، و علاوه بر اينكه ابزارى است در دست ما جوهر و ماهيّت ما را دگرگون سازد - و نه ايمان مىتواند جانشين علم گردد ، طبيعت را به ما بشناساند ، قوانين آن را بر ما مكشوف سازد و خود ما را به ما بشناساند . تجربههاى تاريخى نشان داده است كه جدايى علم و ايمان خسارتهاى غير قابل جبران به بار آورده است . ايمان را در پرتو علم بايد شناخت ، ايمان در روشنايى علم از خرافات دور مىماند . با دور افتادن علم از ايمان ، ايمان به جمود و تعصّب كور و با شدّت به دور خود چرخيدن و راه به جايى نبردن تبديل مىشود . آنجا كه علم و معرفت نيست ، ايمان مؤمنان نادان وسيلهاى مىشود در دست منافقان زيرك ، كه نمونهاش را در خوارج صدر اسلام و در دورههاى بعد به اشكال مختلف ديده و مىبينيم . علم بدون ايمان نيز تيغى است در كف زنگى مست ، چراغى است در نيمه شب در دست دزد براى گزيدهتر بردن كالا . اين است كه انسان عالم بىايمان امروز ، با انسان جاهل بىايمان ديروز ، از نظر طبيعت و ماهيّت رفتارها و كردارها كوچكترين